شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید.
خوش آمدید - امروز : یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۷
خانه » آرشیو برچسب: هیت رزمندگان اسلام (صفحه ی 3)

بایگانی برچسب ها: هیت رزمندگان اسلام

انتقاد آیت الله علوی گرگانی از سخنان نسنجیده پیرامون فلسفه غیبت


آیت الله علوی گرگانی پیش ازظهر امروز در دیدار رئیس مؤسسه آینده روشن بابیان اینکه مسئله غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از مسائل مهم در دین است، اظهارداشتند:غیبت آن حضرت فلسفه زیادی دارد و همین بیان نشدن همه فلسفه وحکمت غیبت باعث مشکلاتی در جامعه شد و شاید یکی از دلایل عدم پاسخ گویی این باشد که همه کس نمی توانند دلایل غیبت را درک و هضم کند.

ایشان بابیان اینکه غیبت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف براساس دستورات حضرت حق است و او است که تصمیم گیرنده اصلی است و حکمت ها را بهتر می فهمد و درک می کند، ابرازداشتند: متأسفانه بعضی افراد که اطلاعات چندانی درمورد فلسفه غیبت ندارد، سخنانی را برروی منبر ارائه می کنند که موجب شرمندگی اهل علم می شود.

معظم له با بیان اینکه بر روی منبر بیایم این حرف را بیان کنیم که اگر می خواهیم آن حضرت ظهور کند یکی از راههای افزایش فساد است و لازم است جامعه دراین مسیر حرکت کند، افزود: نباید این سخنان کوته فکرانه را برای مردم ارائه داد، اساسا چنین سخنی خلاف دین است.

آیت الله علوی گرگانی اظهار داشتند:جامعه نباید برای آمدن حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فساد را افزایش دهد؛ بلکه لازم است زمینه ظهور را آماده کندکه یکی از آن زمینه ها آماده کردن جامعه برای ظهور است؛ آیا تا به حال برای این مسئله قدمی برداشته ایم.

ایشان افزودند: اگر افراد جامعه آمادگی استقبال از حضرت را نداشته باشد، چگونه می خواهند در رکاب حضرت حجت علیه السلام باشند؛ خود همین آمادگی فکری، بدنی و مالی می تواند به حضرت در مقابله با دشمنان کمک و یاری کند.

منبع: حوزه



لینک منبع

نظرات امام خامنه ای درباره شاعر حماسه‌سرای ایرانی ابوالقاسم فردوسی


ابوالقاسم فردوسی طوسی شاعر حماسه‌ سرای ایرانی و سرایندهٔ «شاهنامه» حماسهٔ ملی ایرانیان در سال ۳۲۹ هجری قمری در دهکده پاژ از توابع طوس در استان خراسان متولد و دوران کودکی و جوانی او در زمان سلسله سامانیان سپری شد. او از سی سالگی شروع به سرودن شاهنامه کرد و سرانجام در سال ۳۸۴ ه‍جری قمری یعنی سه سال پیش از برتخت‌ نشستن سلطان محمود غزنوی این کار را به پایان رساند.

فردوسی در شاهنامه، فرهنگ ایرانِ پیش از اسلام را با فرهنگ ایرانِ پس از اسلام پیوند داده‌است. شاهنامه، منظومه‌ای بلند و دارای حدود ۶۰ هزار بیت و متشکل از سه دوره اساطیری، پهلوانی و تاریخی است. این کتاب ارزشمند روایتی از جنگ میان خیر و شر است که طی داستانهای آن شخصیت‌هایی همچون رستم، فریدون، سیاوش و کیخسرو نماد نیکی و جوانمردی و شخصیت‌هایی مانند ضحاک، سلم و تور نماد خباثت و ظلم هستند.

سرانجام، حکیم ابوالقاسم فردوسی در سال ۴۱۱ یا ۴۱۶ هجری قمری در شهر طوس درگذشت و در باغی که متعلق به خودش بود به خاک سپرده شد.

در ادامه نظرات امام خامنه ای پیرامون شاهنامه و شخصیت فردوسی را مطالعه می‌کنید:

بیانات در دیدار با شعرا ۱۳۹۰/۵/۲۴ 
حالا نمی‌گویم همه این‌جورند؛ از فردوسى بگیرید تا مولوى و سعدى و حافظ و جامى. فردوسى، «حکیم ابوالقاسم فردوسى» است. به یک آدم داستانسرا، اگر صرفاً داستانسرا و حماسه‌سرا باشد، حکیم نمی‌گویند. این «حکیم» را صاحبان فکر و اندیشه در طول زمان او را حکیم نامیدند.

شاهنامه فردوسى پر از حکمت است. او انسانى بوده برخوردار از معارف ناب دینى. همه‌ى آنها حکیم بودند؛ سرتاپاى دوانین‌شان پر از حکمت است. حافظ اگر افتخار نمیکرد به حافظ قرآن بودن، تخلص خودش را «حافظ» نمی گذاشت. او جزو حفّاظ قرآن است؛ «قرآن ز بر بخوانم با چهارده روایت». حالا قرّاء ما که با اختلاف قرائت هم می‌خوانند، معمولاً دو تا، سه تا روایت بیشتر نمیتوانند بخوانند؛ اما او میتوانسته با چهارده روایت قرآن را بخواند، که خیلى عظمت دارد. این آشنائى با قرآن در غزل حافظ مشهود است، براى کسى که آن را بفهمد.»

بیانات در دیدار با اعضای انجمن قلم ۱۳۸۱/۱۱/۷
من موافقم که از «فردوسى» تجلیل شود؛ شاهنامه تحلیل شود و حکمت فردوسى استخراج گردد تا همه بدانند که این حکمت، اسلامى است یا غیراسلامى. این بزرگداشتى هم که برگزار شد، اصلاً به دستور و خواست من بود؛ منتها چون اواخر ریاست جمهورى‌ام بود، به آقاى مهندس حجت گفتم که دنبال نمایید و فردوسى را بزرگ کنید. فردوسى باید هم بزرگ شود. فردوسى در قلّه است. امیدواریم کم‌کارى – که دوستان اشاره کردند – گریبان ما را نگیرد تا حکمت فردوسى را بیان کنیم. ما هستیم که اسم او را «حکیم ابوالقاسم فردوسى» گذاشتیم؛ دشمنان دین که این اسم را نگذاشته‌اند. خوب؛ این حکیم چه کسى است و حکمت او چیست؟ آیا حکمت زردشتى است؟ حکمت بى‌دینى است؟ حکمت پادشاهى است؟ یا حکمت اسلامى؟ این را مى‌شود در آورد.

اگر کسى به شاهنامه نگاه کند، خواهد دید که یک جریان گاهى باریک و پنهان و گاهى وسیع، از روح توحید، توکّل، اعتماد به خدا و اعتماد به حق و مجاهدت در راه حق در سرتاسر شاهنامه جارى است. این را مى‌شود استخراج کرد، دید و فهمید. مخصوصاً بعضى از شخصیت‌هاى شاهنامه خیلى برجسته هستند که این‌ها را باید شناخت و استخراج کرد. من یک وقت گفتم که «اسفندیار» مثل این بچه حزب‌ الّلهی‌ هاى امروز خود ماست! در فرهنگ شاهنامه یک حزب‌اللّهىِ غیورِ دین‌خواهِ مبارز وجود دارد. بله؛ این کارها را شما بکنید تا دیگران نکنند. شما که نکردید، دیگران می‌کنند.»

منبع: تسنیم



لینک منبع

اعتقاد به نگاه رئوفانه حضرت ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف




امروز دستگاههای تبلیغاتىِ مراکز استکباری دنیا و روشنفکرانِ وابسته به آنها، در سطح عالم این‌طور تبلیغ میکنند که هیچ حرکتی در مقابل نظم ظالمانه کنونی ممکن نیست.



لینک منبع

ارتباط آیه «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ» با مهدویت


قرآن در سوره مبارکه توبه، آیه ۳۳ می فرماید: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ اوست خدایی که رسول خود را به هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان عالم تسلط و برتری دهد هر چند مشرکان ناراضی و مخالف باشند.»

این آیه به همین صورت در دو سوره دیگر نیز آمده است؛ سوره مبارکه فتح، آیه ۲۸ و سوره مبارکه صف، آیه ۹٫ گرچه اسلام از نظر منطق و استدلال همیشه پیروز بوده است، اما این آیه غلبه ظاهری و وعده حاکمیت اسلام بر جهان را بیان می کند.

چنان که در آیات دیگری نیز«ظَهَرَ» به معنای «استیلا یافتن» آمده است؛ به عنوان نمونه «إِنَّهُمْ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ یَرْجُمُوکُمْ أَوْ یُعِیدُوکُمْ فِی مِلَّتِهِمْ وَلَنْ تُفْلِحُوا إِذًا أَبَدًا؛ اگر بر شما غالب شوند سنگ سارتان می کنند» و «کَیْفَ وَإِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لَا یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّهً ؛ اگر بر شما غالب شوند هیچ عهد و پیمانی را مراعات نمی کنند.»

از یک سو این آیه تا کنون تحقق نیافته و از سویی دیگر، خداوند وعده حاکمیت اسلام را داده است و وعده او دروغ نیست؛ در نتیجه همان گونه که در روایات بسیاری آمده است این آیه به ظهور حضرت مهدی علیه السلام اشاره دارد. مسأله حضرت مهدی علیه السلام و قیام جهانی او در روایات بسیاری از طریق شیعه و اهل سنت وارد شده و در اغلب کتب حدیثی عامه آمده است و از مسلمات اعتقادی مسلمانان محسوب می شود.

امام صادق علیه السلام در سخنی فرمودند: «هنگامی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ما قیام کند، جایی روی زمین باقی نمی ماند مگر این که در آن جا صدای «أشهَدُ أن لا اله الا الله و أشهَدُ أنّ محمّداً رَسولَ الله» بلند می شود.»

و فرمودند: «هر گاه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند، عدل را میان مردم برقرار سازد و در زمان او جور و ستم برطرف می شود، راه ها امن می گردد، زمین برکات خود را بیرون می دهد و او هر حق را به صاحبش برمی گرداند. در زمان ظهور او، تمام مردم روی زمین دین اسلام را خواهند پذیرفت و آیه شریفه «أَفَغَیْرَ دِینِ اللَّهِ یَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ» مصداق پیدا می کند.»

حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان مرم مانند حضرت داود علیه السلام و حضرت محمد صل الله علیه وآله حکم می کند. در آن زمان گنج های زمین ظاهر می گردد، زینت هایش آشکار می شود، همه مردم ثروتمند می شوند و دیگر جایی برای مصرف صدقات باقی نخواهد ماند.

محور و پایه دین اسلام، حق است: «دین ِالحَقِّ» اگر چه ادیان آسمانی همه حق اند ولی به خاطر پیدایش تحریف در آن ها حقانیت شان مخدوش شده است. طیق آیات قرآن حق بر باطل پیروز است.«لِیُظهِرَ» پس اراده و حرکت خود را با اراده الهی هماهنگ سازیم وگرنه محو و نابود خواهیم شد: «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ».

منبع: سوره کهف آیه ۲۰، سوره توبه آیه ۸، تفسیر عیاشی، ج۱، ص۱۸۳، سوره آل عمران، آیه ۸۳، برگرفته از «پرتوی از آیه های مهدوی» نوشته حجت الاسلام محسن قرائتی

 



لینک منبع

مبارزه انقلابی در فضای مجازی




«آیت‌ الله سبحانی» در درس خارج اصول خود، اظهار داشتند: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نهال اسلام را کاشت و خودش آن را باغبانی و حراست کرد؛ اما پس از ایشان اموی‌ها هرگز راضی نبودند این درخت به بار بنشیند؛ بنابراین اسلام را تحریف کردند.



لینک منبع

حسین قمی، حسن باقری زمان است




شهید دمیرچلی در وصیت‌نامه خود آورده است: من خود آگاهانه این راه را انتخاب کردم، چون‌ که رهبر ما امام خمینی رحمة الله علیه، ما را از نیستی به دنیای واقعیت اسلام راهنمایمان کرد، رهبری که هرکارش برای رضای خداست.



لینک منبع

آیت‌الله سبحانی | منابر طلاب در ماه محرم باید علمی، اخلاقی و تحولی باشد




خطیب حرم مطهر رضوی با اشاره به این که خداوند در آیه ۵۹ سوره نساء، مؤمنان را به اطاعت از خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و اولی الامر دستور می‌دهد، تصریح کرد: این آیه از دلایل قرآنی شیعیان در اثبات عصمت و امامت امام علی علیه السلام و ائمه معصوم علیه السلام است.



لینک منبع

ماجرای فوت رجبعلی خیاط


رجبعلی نکوگویان متولد ۱۲۶۲ در تهران مشهور به رجبعلی خیاط از عارفان اهل باطن بود که به گفته عده‌ای چشم برزخی داشت.

رجبعلی معروف به خیاط زمانی که دوازده ساله شد پدرش را که یک کارگر ساده بود،‌ از دست داد. از دوران کودکی‌اش زیاد اطلاعی در دست نیست مگر آنچه مادرش در زمان بارداری حس کرده که زمانی پدرش غذایی به خانه آورده و او خواسته بخورد که فرزند در شکمش پا کوبیده و او احساس کرده که نباید آن غذا را بخورد و بعد فهمیده که غذاها حلال نیست.

رجبعلی زمانی که بزرگ شد با رژیم پهلوی به شدت مخالفت کرد و پایبند به شریعت بود و علمای بزرگ آن دوره نظیر آیت‌الله محمدعلی شاه‌آبادی بود همینطور مرید پیر مراغه محبوب‌علی‌شاه بود به دلیل همین مراقبه‌ها و زندگی ساده‌ای که داشت به مقامات والای عرفانی رسید به طوریکه درباره کرامات او افراد بسیاری داستان‌هایی نقل می‌کنند.

وی شغل خیاطی را برای خود انتخاب کرد که شغل لقمان حکیم بود و از این رو هم رجبعلی خیاط معروف شد و در منزلش یک کارگاه خیاطی به راه انداخته بود. همچنین منزلش نیز در خانه‌ای خشتی که میراث پدرش بود در خیابان مولوی زندگی می‌کرد و تا پایان عمرش هم در همان خانه بود. از یکی از فرزندان شیخ نقل شده که به پدرش گفته بوده زمانی که افراد رده بالا به دیدنتان می‌آیند آنها را به اتاق‌های بالا بیاورید اما شیخ می‌گفته که هر که می‌خواهد مرا ببیند روی همین خرده کهنه‌ها بنشیند من احتیاجی به چیزی ندارم.

شیخ حتی لباس‌هایش نیز ساده و تمیز بود لباسی شبیه روحانیون می‌پوشید و عبا بر دوش داشت حتی می گوید که فقط یک بار بر خوشایند دیگران که یکی از اشراف تهران بوده، عبا پوشیده در عالم معنا مورد عناب قرار گرفته است. وی غذاهای ساده می خورد سر سفره دو زانو رو به قبلا می‌نشست و همیشه غذا را با اشتهای کامل می‌خورد.

یکی از دوستان شیخ نقل می‌کند که روزی در ایام تابستان در بازار شیخ را دیده است درحالیکه رنگش مایل به زرد بوده و وسایلی حمل می‌کرده به او گفته که شیخ قدری استراحت کنید اما او گفته که «عیال و اولاد را چه کنم؟»

همچنین از یکی از ارادتمندان شیخ که نقل کرده شب قبل از وفات شیخ از طریق رویای صادقه فوت ایشان به او الهام شده بوده، ماجرای وفات شیخ را چنین نقل می‌کند: شبی که فردای آن شیخ از دنیا رفت، در خواب دیدم که دارند در مغازه‌های سمت غربی مسجد قزوین را می‌بندند، پرسیدم: چه خبره؟ گفتند آشیخ رجبعلی خیاط از دنیا رفته. نگران از خواب بیدار شدم. ساعت سه نیمه شب بود. خواب خود را رؤیای صادقه یافتم. پس از اذان صبح، نماز خواندم و بیدرنگ به منزل آقای رادمنش رفتم، با شگفتی، از دلیل این حضور بی‌موقع سؤال کرد، جریان رؤیای خود را تعریف کردم. ساعت پنج صبح بود و هوا گرگ و میش، به طرف منزل شیخ راه افتادیم. شیخ در را گشود، داخل شدیم و نشستیم، شیخ هم نشست و فرمود: «کجا بودید این موقع صبح زود؟ »

من خوابم را نگفتم، قدری صحبت کردیم، شیخ به پهلو خوابید و دستش را زیر سر گذاشت و فرمود: «چیزی بگویید، شعری بخوانید! »

یکی خواند:

خوش‌   تر  از  ایام   عشق   ایام   نیست             صبح  روز  عاشقان  را  شام  نیست

اوقات خوش آن بودکه با دوست به سرشد           باقی همه بی حاصلی وبی خبری بود

ایشان هم پس از گوش سپردن به این شعر از دنیا رفتند.

منبع: حکایت‌هایی از زندگی شیخ رجب‌علی خیاط، محمدمحمدی‌ری‌شهری _ زندگینامه شیخ رجبعلی خیاط _ کیمیای محبت



لینک منبع

چرا فقط ایام محرم یاد آسیب‌شناسی عزاداری‌ها می‌افتیم؟


عمده ترین گرفتاری ما کج سلیقگی و بی هنری است. یک نمونه اش نهضت انتقاد از هیات و هیات داری است که هر سال محرم باب می شود و امسال مختصری هم پیشواز رفته ایم.
-یکی می گوید سینه زنی رشد فکری نمی دهد، آن بزرگوار دیگر می گوید در اسلام استقبال از محرم نداریم، آن دیگری واژه “پیرغلام” را نپسندیده است و آن یکی می گوید که نام عبدالحسین و عبدالعلی خطاست و آن یک هم به نحوه گفتن یازهرا و یاعلی انتقاد کرده است.
-غرض پاسخ دادن به این نقدها نیست. برخی شان درست و برخی شان از اساس باطل است و بارها بزرگان و اهل فن پاسخ داده اند. اما با فرض صحت، حرف مهمتری در میان است. در ۳ بند اشاره می کنم.
یکم. زمان‌شناسی نقدهاست.
منکر آسیب در هیات ها نیستیم. مخالف نقد کردن هم نیستیم. اما با کدام منطق هرسال اول محرم یادمان می افتد که باید به آسیب هیات و هیات داری رسیدگی کرد؟ چرا بقیه سال ساکتیم؟
واقعا فکر می کنیم نقد این روزها باعث می شود آسیبی برطرف شود؟
مثال می زنم تا ماجرا روشنتر شود. شخصاً به دسته گل هائی که برای مجالس ختم خریده می شود، از حیث اسراف و اتراف انتقاد دارم. اما بدون تردید اگر روزی پدر یکی از دوستانم به رحمت خدا رود در مجلس ختم پدرش نسبت به اسراف گل های مقابل مسجد انتقاد نخواهم کرد.
و یا اگر به برخی کسری ها در کشور انتقاد داشته باشم، در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از تعداد روستاهائی که هنوز برق ندارند و یا مدارس کپرنشین نخواهم نوشت.
اگر کسی چنین کرد کج سلیقه است. کج سلیقگی اثر حرف را کم یا معکوس می کند.
دوم. نقد دوم سبک ادبیات ماست. نقد هیات ظرافت های بسیاری می طلبد. هر نقدی هم نیاز به منبر عمومی ندارد. مثلا یکی از مهمترین روش ها برای اصلاح برخی آسیب ها کمک گرفتن از هیات دارها و مادحین است. تقابل با جوانی که در آستانه محرم همه هوش و حواسش عزاداری است کاملا بی اثر است.
-از طرفی این روزها بهترین زمان برای استفاده از پتانسیل هیات است. این سبک نقدها بهره برداری از این ظرفیت را تحت الشعاع قرار می دهد. هیات از تنها نهادهای مردمی انسان ساز و خروش آفرین است که قدرت انقلاب سازی دارد. زمان نشناسی و این ادبیات بی محابا و غیرهنرماندانه تنها یک پیام دارد و ان اینکه به اهمیت این دستگاه انسان سازی واقف نیستیم.
سوم. مهمتر از همه اهمیت نقدهائی است که صورت می گیرد. وقتی در آستانه محرم چنین نقدهائی روی منبرهای رسمی گفته می شود، یعنی از نگاه ما مهمترین آسیب هیات ها همین است. واقعن هیچ موضوع مهمتری جز تعبیر “پیرغلام” و نحوه عزاداری و سینه زدن ندیدیم؟ مثلا هیچ وقت فکر کردیم که چرا هیات های ما به سمت فاصله گرفتن از سیاست -به معنای غیر جناحی اش- پیش می رود؟ آسیبی به نام هیات سکولار را چطور فهمیدیم؟
-بیائید اجازه ندهیم جوان ما احساس کند که عده ای مسئولیت سازمانی شان تقابل با آنهاست؛ حداقل درباره هیات و هیاتداری بیشتر به ظرائف آن توجه کنیم.



لینک منبع

«کرامتناالشهاده» شعار هیئات محرم امسال شد


بیش از ۵ سال است که تعداد زیادی از هیأت‌ها از سراسر کشور، با نام «جامعه ایمانی مشعر» گرد هم آمده‌اند تا ضمن آشنایی و ارتباط مناسب و انتقال تجربیات به یکدیگر بتوانند به سمت هیات تراز انقلاب اسلامی حرکت و تعالی پیدا کنند.

فلسفه وجودی جامعه ایمانی مشعر، ایجاد حلقه وصلی برای ارتباط هیات ها با یکدیگر و ایجاد فضایی برای هم‌افزایی و هم‌اندیشی و جلوگیری از موازی کاری میان برخی از آنهاست.

در این جامعه ایمانی تعداد زیادی از هیات‌ها دست به دست هم داده‌اند تا با شبکه‌سازی و هم‌افزایی در راستای اهداف انقلاب اسلامی حرکت کرده و إن‌شا‌ءالله به الگوی هیات تراز انقلاب اسلامی دست پیدا کند.

برای شبکه‌سازی در هیات‌ها احتیاج به یک نماد بیرونی داریم که یک بیننده بتواند به ارتباط درونی آن‌ها پی ببرند. از طرفی امام خامنه ای در بیان حکیمانه‌ای می‌فرمایند: شعار، مثل علم، راه‌نما و نشانه است. عمل بدون شعار هم، مثل شعار بدون عمل است، بنابراین در مناسبت‌های مختلف یک شعار برجسته می‌شود تا با درج آن در گوشه پوستر هیات‌ها و سایر فضاها و محصولات هیات، بیننده با تکرار مشاهده آن در هیأت‌های مختلف به هماهنگی درونی بین آنها پی ببرد.

 

جامعه ایمانی مشعر برای تحقق این امر و جریان‌سازی و هماهنگی بین هیأت‌های کشور در مناسبت‌های مختلف اقدام به نیازسنجی و بررسی محورهای محتوایی در آن موضوع می کند و بر اساس آن محورهای تعیین شده و با توجه به ملاک های انتخاب شعار، پس از نظرسنجی عمومی و جلسات متعدد کارشناسی، به شعاری واحد می‌رسد.

رصد منابع اصلی شیعه و بیانات حضرت امام و امام خامنه ای و علمای اعلام از مراحل اولیه انتخاب شعار می‌باشد. بررسی کتب تاریخی و روایات و اشعار در این مسیر کمک شایانی به انتخاب دقیق تر و متناسب ایام و معیارها می‌کند.

با توجه به محورهای استکبارستیزی و مقابله با جریان نفوذ، سبک زندگی عاشورایی، شیعه انگلیسی، امر به معروف و نهی از منکر، جبهه مقاومت(شهدا)، اربعین حسینی و فرهنگ جهاد و شهادت، «کَرامَتُناالْشَهادَهْ» برای دومین سال پیاپی به‌ عنوان شعار محوری هیأت‌های‌ کشور در محرم انتخاب شد.

بر اساس این گزارش،‌ شعار «کَرامَتُناالْشَهادَهْ» برگرفته از بیانات امام زین‌العابدین علیه السلام است: «أَبِالْقَتْلِ تُهَدِّدُنِی، یَا ابْنَ زِیَادٍ! أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ الْقَتْلَ لَنَا عَادَهٌ وَ کَرَامَتَنَا الشَّهَادَهُ».(اللهوف‌علی‌قتلی‌الطفوف،ص۱۶۲)



لینک منبع

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز - سئو و بهینه سازی : نکا موزیک