انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند. (کوروش کبیر)

<

خانه » آرشیو نویسنده: حسین درخشانی (a4-fran3) (صفحه ی 2)

آرشیوهای نویسنده : حسین درخشانی (a4-fran3)

اعترافات قاتل اهورا/ با مادر اهورا در اینستاگرام آشنا شدم+ فیلم


به گزارش ۸دی، «م ق» قاتل اهورا کودک ۲ سال ۸ ماهه رشتی که پس از تجاوز به صورت وحشیانه ای به قتل رسید در مقابل دوربین اعتراف کرد. وی در اظهارات خود گفته است که با مادر اهورا در اینستاگرام آشنا شده است و پس از دوستی دوماه است که او را صیغه کرده […]

به گزارش ۸دی، «م ق» قاتل اهورا کودک ۲ سال ۸ ماهه رشتی که پس از تجاوز به صورت وحشیانه ای به قتل رسید در مقابل دوربین اعتراف کرد. وی در اظهارات خود گفته است که با مادر اهورا در اینستاگرام آشنا شده است و پس از دوستی دوماه است که او را صیغه کرده است. قاتل این جنایت همچنین اعتراف کرده که خود کودک ۲.۵ ساله ای از همسر اولش دارد.



لینک منبع

آتش‌سوزی در بیمارستان سیدالشهدا تهران/طبقه سوم بیمارستان در حال تخلیه

سخنگوی سازمان اورژانس کشور از حریق در بیمارستان خیریه سیدالشهدا (ع) تهران خبر داد.

آفتاب‌‌نیوز :

مجتبی خالدی در گفت‌وگو با ایسنا، گفت: این حادثه در ساعت ۱۲:۴۶ اعلام شد. محل وقوع حادثه در خیابان ۱۵ خرداد (روربروی مترو ۱۵ خرداد) و در بیمارستان خیریه سیدالشهدا (ع) است.

وی افزود: بلافاصله پس از اطلاع از حادثه هشت دستگاه آمبولانس و دو دستگاه اتوبوس‌آمبولانس به محل اعزام شدند.

وی گفت: حریق در طبقه سوم بیمارستان مذکور (نزدیک بخش مراقبت‌های ویژه) اتفاق افتاده و این طبقه در حال تخلیه است. تاکنون شش مصدوم این حادثه به مراکز درمانی دیگر منتقل شدند.

سخنگوی اورژانس کشور همچنین از آمادگی بیمارستان‌های تهران برای پذیرش بیماران بدحال بیمارستان در حال حریق سیدالشهدا (ع) خبر داد.



منبع by [author_name]

واشنگتن: داعش ۶ هزار تن از عناصر خود در رقه را از دست داد


به گزارش  ۸دی، “برت مک گورگ” نماینده ویژه رئیس جمهور آمریکا در ائتلاف بین‌المللی موسوم به ضد داعش گفت که گروه تروریستی داعش حدود ۶ هزار تن از عناصر خود در رقه را از دست داد.

وی در صفحه خود در توییتر نوشت: داعش روز گمان می‌کرد که قوی است، اما امروز ضعیف شده و باخته است.

این مقام آمریکایی که از رقه و دیگر مناطق تحت اشغال داعش در گذشته بازدید کرده است گفت: آمریکا به بازسازی رقه که پایگاه گروه تروریستی داعش بود، کمک خواهد کرد.

سقوط شهر رقه، بعنوان پایتخت داعش در سوریه، برای آنها شکستی سیاسی، نظامی و حتی تبلیغاتی محسوب می‌شود، چرا که شعار آنها در «ایجاد خلیفه گری» دیگر معنای خود را از دست داده است.

نیروهای دموکراتیک سوریه که از سوی آمریکا حمایت می شوند، روز سه شنبه اعلام کردند که درگیری بزرگ در شهر رقه به پایان رسیده و تروریست‌های داعشی کنترل خود بر این شهر را از دست دادند و اکنون پاکسازی و مین زدایی شهر در حال انجام است.

تروریست‌های داعشی در ماه مارس سال ۲۰۱۳ شهر رقه را تصرف کرده و آن را پایتخت خود در سوریه نامیدند.

سقوط رقه را می توان از بین رفتن امید تمامی افراط‌گرایانی نامید که از سراسر جهان به داعش پیوسته بودند و همچنین ضربه محکمی به منافع حامیان داعش در کشورهای خاورمیانه بود.



لینک منبع

درخواست طلاق همسر مجرى سرشناس تلویزیون


به گزارش ۸دی، همسر مجری مشهور تلویزیون بعد از ۲۰ سال زندگی مشترک و تحمل سختی‌های زندگی با این چهره سرشناس، سرانجام توانش را از دست داد و راهی دادگاه خانواده شد تا حق و حقوق قانونی‌اش را بگیرد.

به گزارش خبرگزارى برنا، زن میانسال پس ازورود به مجتمع قضایی خانواده – مستقردر میدان ونک – به طرف شعبه ۲۶۷ رفت و منتظر ماند تا برای طرح دادخواست به دادگاه احضار شود. می گفت، از روزی که با آقای مجری ازدواج کرده بود، یادش نمی‌آید در آرامش زندگی کرده باشند؛ یا باهم به تفریح، خرید یا رستوران رفته باشند. می‌گفت حتی وقتی فرزندشان مریض می‌شد، شوهرش دربیمارستان هم بی‌آنکه نگران حال فرزند بیمارشان باشد به این دلخوش بود که به دوستدارانش لبخند بزند و با آنها عکس یادگاری بگیرد. اما مشکل اصلی همسر آقای مجری این نبود؛ چراکه چند ماه پیش به دادگاه آمده بود تا پیگیر خواسته اجرت المثل ۲۰ سال زندگی مشترکشان باشد اما اختلاف‌های آنها عمیق‌تر از اینها بود.

آشنایی‌اش با آقای مجری به سال‌های جوانی بازمی گشت. نخستین بار او را در دانشکده محل تحصیلش دیده بود. برنامه‌های جمعی دانشکده و برخی کلاس‌های مشترک باعث آشنایی بیشتر آنها شده بود؛ تا آنکه یکی از دوستان مشترک موضوع علاقه‌مندی آقای مجری را به میان کشید. اما دختر جوان تصمیمی برای ازدواج نداشت و ترجیح می‌داد بعد از تحصیل به این موضوع فکر کند. ولی اطرافیان و دخترهای فامیل آنقدر از اخلاقخوب آقای مجری و درآمد افسانه‌ای هنرمندان و قدم زدن روی فرشقرمز برایش حرف زدند که راضی شد موضوع را با پدرش در میان بگذارد. با این حال پدرش که فردی اهل مطالعه و دارای تجربه بود از سختی‌های زندگی با آدم‌های مشهور گفت و تصمیم نهایی را برعهده دخترش گذاشت. چند ماه بعد در حالی که هیچ یک از آنها هنوز فارغ‌التحصیل نشده بودند پای سفره عقد نشستند و زندگی مشترکشان را شروع کردند. مهریه‌ای که خانواده عروس پیشنهاد دادند ۳۰۰ سکه طلا بود، اما آقای مجری آن را به ۵۰۰ سکه افزایش داد.

اما شیرینی جشن عروسی و وعده آن سکه‌ها از همان شب‌های اول زندگی بر دختر جوان تلخ شد؛ چرا که آقای مجری به بهانه‌ای قهر کرد و تا دو روز با همسرش حرف نزد. با این وضع عروس جوان دست به کار شد تا ضمن عذرخواهی موضوع را فیصله دهد. آن روز مسأله حل شد، اما چند روز بعد بهانه‌ای دیگر پیدا شد تا آقای داماد به قهرهایش ادامه دهد. این روال همچنان ادامه داشت تا اینکه عروس جوان بتدریج متوجه شد همسرش بشدت زودرنج، بهانه گیر و کم حوصله است. برای همین تا می‌توانست مراعات حالش را می‌کرد که اختلافی پیش نیاید. اما باز هم مسائل و مشکلات میان آنها تمامی نداشت. زن میانسال گفت: «آقای مجری نه تنها به من بی‌توجه بود، بلکه آنقدر در کار و روابط خصوصی‌اش غرق بود که به زندگی خانوادگی‌اش هیچ توجهی نمی‌کرد. در سال دوم زندگی مشترک مشکلاتمان بیشتر شد و خرجی ندادن هم به دیگرمشکلات اضافه شد. با این شرایط آقای مجری اجازه کار کردن و معاشرت با فامیل‌ها را هم برایم ممنوع کرده بود؛ ولی هر گاه که روی صحنه می‌رفت یا میکروفنی پیدا می‌کرد از حقوق زنان و همسران سخن می‌گفت.! و…

زن دل شکسته به یاد آورد که نخستین بار در همان روزهای سال سوم زندگی مشترکش قهر کرده و دادخواست طلاق داده، اما خیلی زود از کارش پشیمان شده بود.آن موقع همسرش اجازه ملاقات فرزند شش ماهه‌شان را به او نمی داد تا اینکه خانواده‌ها وساطت کردند تا با گرفتن مهریه‌اش به خانه برگردد و اگر مشکلاتشان دوباره شروع شد دادخواستش را پیگیری کند.

زن سیاه بخت گفت: « وقتی به خانه برگشتم و بار دیگر فرزندم را در بغل گرفتم به خودم قول دادم تا بزرگ شدنش سختی‌ها را به جان بخرم و دم برنیاورم. تا سه سال پیش همه مشکلات قدیمی مثل بی‌احترامی، تحقیر و… همچنان میان من و شوهرم وجود داشت تا اینکه فرزندمان در یکی از دانشگاه‌های معتبر پذیرفته شد. در همان روزها مشاجره‌ای سخت میان ما درگرفت که همسرم همچون گذشته دست به روی من بلند کرد و در این درگیری بشدت مجروح شدم. شکایتم از آقای مجری باعث شد که رابطه مان برای همیشه قطع شود و بعد از سال‌ها دوباره پا در دادگاه‌های مختلف گذاشتم.»

حالا همسر مجری سرشناس در میانسالی راهی دادگاه شده تا شاید بتواند حق و حقوق از دست رفته‌اش را از همسرش پس بگیرد.

وقتی وارد شعبه ۲۷۶ شد، قاضی او را شناخت و پس ازمقدمه‌ای کوتاه گفت: «با توجه به اینکه شما سال‌ها پیش مهریه تان را دریافت کرده اید، تنها نفقه و اجرت المثل زندگی ۲۰ ساله به شما تعلق می‌گیرد. براساس نظر کارشناس هم میزان اجرت المثل – اجرت زحمت کار کردن در منزل همسر- حدود ۴۰ میلیون تومان اعلام شده که در صورت پرداخت نشدن از سوی شوهرتان باید اموالی از او معرفی کنید تا توقیف شود…»

زن ناگهان حرف قاضی را قطع کرد و گفت: «من بابت مهریه یک خانه در همان سال‌ها دریافت کردم که در اجاره است. گرچه اجاره آن هم هرگز به دست خودم نرسیده؛ اما در مورد اموال همسرم باید بگویم فقط یکی از خانه‌های او حدود یک میلیارد تومان ارزش دارد.»

قاضی دوباره گفت: «اشکالی ندارد مشخصات همان ملک را به طور مستند به دادگاه معرفی کنید تا برای کارشناسی بفرستیم.»



لینک منبع

عکس/همسر رامبد جوان در لباس عروسی


به گزارش ۸دی، عکس نگار جواهریان در تئاتر جدیدش را می بینید. او در این صحنه لباس عروس پوشیده است.

The post عکس/همسر رامبد جوان در لباس عروسی appeared first on پایگاه خبری تحلیلی 8دی نیوز.



لینک منبع

عکس/همسر رامبد جوان در لباس عروسی


به گزارش ۸دی، عکس نگار جواهریان در تئاتر جدیدش را می بینید. او در این صحنه لباس عروس پوشیده است.

The post عکس/همسر رامبد جوان در لباس عروسی appeared first on پایگاه خبری تحلیلی 8دی نیوز.



لینک منبع

اقلیم کردستان: وارد مرحله جدیدی با بغداد شدیم/ درصدد جنگ نیستیم


به گزارش ۸دی به نقل از خبرگزاری تسنیم، «فلاح مصطفی بکر» مسئول روابط خارجی دولت اقلیم کردستان عراق، روز گذشته در گفت‎وگو با شبکه تلویزیونی «سی‌ان‌ان» گفت: «حوادث اخیر نشان می‌دهد که وارد مرحله جدیدی در تعامل با بغداد شده‌ایم. جای تاسف است که همه‌پرسی دموکراتیک و مسالمت‌آمیز در اقلیم کردستان با این‌چنین مخالفت همسایگان بغداد و جامعه جهانی مواجه شد.»

بکر افزود: «در ارسال پیام‌مان بسیار شفاف بودیم؛ پیام ما این بود که ما می‌خواهیم مردم کردستان حق‌شان را مطرح کنند، ما آمادگی‌مان را برای گفت‌وگوهای مسالمت‌آمیز و جدی با بغداد درباره آینده روابط و مرزهای اقلیم اعلام کردیم. بغداد آماده برای گفت‌وگو نبوده است.»

وی ادامه داد: «می‌دانیم که اختلافات و مسائلی برای تعامل با بغداد وجود دارد ولی بغداد نشستن( پای میز) و مذاکره را رد و تدابیری تنبیهی برای مجازات دسته‌جمعی علیه اقلیم کردستان و شهروندانش اتخاذ کرد و به مرحله‌ای که الان هستیم رسیدیم. باید وارد مذاکره شد تا بدانیم چه اتفاقی می‌افتد و چه اقدامی باید کرد.»

این مقام دولت اقلیم کردستان عراق از جامعه جهانی به‌ویژه از شورای امنیت خواست این موضوع را بررسی کنند.

صلاح مصطفی بکر تصریح کرد: «بر این باورم که ما هرگز درصدد ورود به جنگ علیه ارتش عراق نیستیم؛ ما دوشادوش هم علیه گروه داعش می‌‌جنگیم، باید با یکدیگر گفت‌وگو کنیم تا به تفاهمی مشترک برسیم… موضوع در ارتباط با چاه‌های نفت و پرچم نیست، بلکه درباره آینده دو ملت است، از این‌رو به گفت‌وگو نیاز داریم.»

اقلیم کردستان عراق با وجود مخالفت‌ها، همه‌پرسی جدایی را برگزار کرد؛ آن‌چه به گسیل نیروهای امنیتی و نظامی دولتی عراق به کرکوک انجامید. در نهایت این منطقه نفت‌خیز، اندکی پس از حضور نیروهای نظامی عراق، بدون مقاومت چندانی از سوی پیشمرگه‌ها، به کنترل بغداد بازگشت.



لینک منبع

خوشگذرانی بازیگر معروف ترکیه با سری بی‌ حجا‌ب در ایران! + عکس


خوشگذرانی بازیگر معروف ترکیه با سری بی‌ حجا‌ب در ایران! + عکس

The post خوشگذرانی بازیگر معروف ترکیه با سری بی‌ حجا‌ب در ایران! + عکس appeared first on پایگاه خبری تحلیلی 8دی نیوز.



لینک منبع

نامه‌ ای که پس از ۲۹ سال جواب داده شد! +عکس


به گزارش جام جم آنلاین از تسنیم، این نامه متعلق به دختر ۸ ساله‌ای به نام «میراندا» بود که آنرا در سال ۱۹۸۸ در کارولینای جنوبی به دریا انداخته بود.

این پیام ۲۹ سال بعد توسط یک زوج به نام‌های «لیندا و دیوید» که در سواحل جورجیا در حال قدم زدن بودند، کشف شد.

این دو به لطف فیس‌بوک و دوستان «میراندا» توانستند با این دختر که اکنون ۳۷ ساله‌ است ارتباط بگیرند و پاسخ نامه او را بدهند.



لینک منبع

مدت صیغه ام تمام شده ولی بهرام تهدید می کند که باید در کنار همسر عقدی اش با او باشم!


این ها بخشی از اظهارات زن جوانی است که برای طرح شکایت از همسر سابقش به کلانتری پنجتن مراجعه کرده بود.

او در حالی که از شدت گریه و شیون رنگ به رخسار نداشت به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری گفت: ۲۲ ساله بودم که پا به خانه بخت گذاشتم و زندگی مشترک با اسحاق را آغاز کردم. همسرم مرد خوب و زحمتکشی بود او برای تامین هزینه های زندگی سخت کار می کرد واز انجام هیچ کاری برای سعادت ما دریغ نداشت.

زندگی آرام و ساده ای را در کنار اسحاق تجربه می کردم. خیلی زود صاحب دو فرزند شدیم؛ دختر و پسری که شیرینی زندگی ما را مضاعف کردند و با وجود آن ها زندگی عاشقانه ما عاشقانه تر شد. عباس و عالیه درحال بزرگ شدن بودند و اسحاق با دسترنج کارگری هزینه های زندگی مان را تامین می کرد. روزها به همین ترتیب می گذشت تا این که غروب یک روز بلند تابستانی منتظر اسحاق در حیاط کوچک منزلمان نشسته بودم عباس و عالیه مشغول بازی بودند و هر چند دقیقه به بیرون از منزل نگاهی می انداختند تا پدر را با دستان پر از میوه ببینند.

آن شب اسحاق کمی دیرتر به منزل آمد. فرزندانم با دیدن دستان خالی پدرشان کمی ناراحت شدند و به داخل اتاق رفتند همسرم خسته تر از شب های قبل به نظر می رسید و به جبران این که برای عالیه و عباس خوراکی نخریده بود به سراغ بچه ها رفت و با همان خستگی و دردی که در قفسه سینه داشت با آن ها اسب سواری کرد تا از او دلگیر نباشند.

این گونه بود که همسرم بعد از خوردن شام گفت: امروز حالم بد بود و به سختی کار کردم به طوری که دیگر رمقی برای بازگشت به خانه نداشتم به همین دلیل دیرتر به منزل رسیدم. سپیده دم صبح بود که متوجه شدم اسحاق از خواب بیدار نمی شود هر چه او را صدا کردم دیگر چشمانش را باز نکرد و برای همیشه ما را تنها گذاشت همسرم در خواب سکته کرده و به رحمت خدا رفته بود. من هم به ناچار به منزل پدرم بازگشتم و با فرزندانم زندگی تازه ای را در کنار خانواده ام شروع کردم اما طولی نکشید که پدرم نیز بر اثر سکته خانه نشین شد و دیگر روی ماندن در خانه آن ها را نداشتم و به خاطر این که سربار آن ها نباشم با اجاره کردن منزل کوچکی در حاشیه شهر زندگی مستقلی را شروع کردم و با کار کردن در کیف دوزی سعی می کردم خودم را بی نیاز جلوه بدهم تا این که در یک میهمانی با بهرام آشنا شدم.

او با همسرش اختلافات زیادی داشت و با من به درد دل پرداخت. از آن روز به بعد بهرام با من رابطه برقرار کرد و پیشنهاد ازدواج موقت داد. او ادعا می کرد به زودی از همسرش جدا می شود و با من زندگی می کند.

من هم که احساس تنهایی می کردم و از سویی تامین هزینه های دو فرزند و اجاره منزل نیز برایم خیلی مشکل بود قبول کردم به طور موقت به عقد او دربیایم. مدت زیادی نگذشت که همسر بهرام به ازدواج ما پی برد و درگیری شدیدی بین ما روی داد.

من هم برای خاتمه دادن به این کشمکش ها پس از پایان مدت عقد رابطه ام را با بهرام قطع کردم. ولی بهرام با پیام های تهدیدآمیز و فحش و توهین، آرامش را از من و خانواده ام سلب کرده است و به تمدید عقد موقت اصرار دارد. او با حضور در محل کارم و آبروریزی در آن جا باعث شد صاحبکارم مرا اخراج کند.

بهرام حتی با بی شرمی در منزلم آمده و تقاضای ۲۰ میلیون تومان از من دارد. او ادعا می کند این مبلغ را برای من و فرزندانم خرج کرده و حالا تمام مبلغ را با سودش می خواهد که با همین حرف ها و تهمت های ناروا صاحبخانه ام مرا نیز جواب کرده و … حالا نیز آواره شدم و مانده ام



لینک منبع

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز - سئو و بهینه سازی : نکا موزیک